تبليغاتX
خانه ای با طرح نو





















خانه ای با طرح نو

سلام .

نیومدم که بمونم و البته نرفته بودم . آخه این دوره زمونه با آدم کاری می کنه که وقت بیکاری رو از آدم می گیره . صبح زود می رم بیرون و گاهی وقتا ناهارم وقت نمی کنم بیام خونه و یا حتی شام!! بعد از اون کاری که گفتم ۱۰ آبان پیش اومد واسم و گفتم اتفاق خوبی بود برام و خودم به تنهایی و بدون وام تونستم ۱۳.۵ میلیون خرید کنم الانم اومدم یه کارگاه ردیف و توپ نماکاری و کابینت ام دی اف زدم و اینه که صبح تا شب مشغولم . حتی امروز که جمعه اس آخه کار پوشش دیواری رو هم دارم و اتفاقا یه کار توپ هم خورده به پستم! تا عید... . چند دقیقه دیگه باید برم سر کار . با اینجوری کار کردن حال می کنم . شاید به خاطر گذشته ی نه چندان دور ناموفق منه که عشق به موفقیت داره منو به جلو می رونه . اون موقع که ناموفق بودم از نظر خودم هم منفی نبود اوضاع زندگیم از لحاظ کار اما الان شکر خدا می تونم بگم چشم حسود کور!

شکر خدا وضع کاریمونم طوری شده که تا اردیبهشت سال دیگه سفارش جدید نمی تونم قبول کنم . راستی یه وام درست و درمونم هم فردا داره آماده می شه . جای شما خالی . بابامم مونده متحیر اندر حالات پسرش! بدون پشتوانه مالی و فقط با نظر لطف خدا...  خدا جونم دمت گرم! خیلی چاکرتیم .

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت10:25توسط ایمان | |